أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

956

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

حرف ن ( نون ) 1034 . نارمشك 1 اين به هندى ناك‌كيسر 2 ، به سندى ناغفف 3 ، در يك نسخه ناروقيسر 4 است . خشكى مىگويد كه [ نارمشك ] را هندىها ناكبست 5 مىنامند ، در كتاب‌ها ناغيست 6 ديده مىشود . [ نام ] درست هندى [ نارمشك ] ناكرمتر 7 ( ؟ ) ، ناكفف 8 و ناكيسر 9 است اين - گل‌هاى هندى سرخ‌رنگ و خوش‌بو است . آنها از نظر [ شكل ] تيز گلبرگ‌ها و دم گل‌ها به گل‌هاى انار 10 مىمانند ؛ تخم‌ها در ميان گل‌ها جاى دارند . رازى : [ نارمشك ] - گل‌هاى درخت است . در الصيدنه : ماسرجويه [ مىگويد كه اين ] گل‌هاى درختى به نام تافاشر 11 است . ابو معاذ از ابن ماسويه [ روايت مىكند كه اين ] علف هندى است . رازى : جانشين [ نارمشك ] يك چهارم وزن 12 زنجبيل ، يك چهارم وزن قسط و يك ششم وزن سنبل است . ارجانى : [ نارمشك ] پوست‌ها و دم گل‌هاى شبيه بسباس است جز اينكه سرخى و زردى [ بسباس ] را ندارند ، خوشبويند و در مزهء آنها اندكى گسى 13 وجود دارد . جانشين آن يك چهارم وزن زنجبيل ، نيم وزن قسط و يك شش وزن سنبل است . ( 1 ) . نك . ميمون ، 250 ؛ عيسى ، 14 118 ؛ اين تعريف را منابع هندى نيز تأييد مىكنند ، نك . همين‌جا يادداشت 2 . ابن سينا ، 457 : Punica granatum L . يا Cinnamomum cassia Bl . ؛ نيز قس . سراپيون ، 391 ؛ II , Dozy ، 631 ؛ II , Vullers ، 1274 . نارمشك فارسى - « انار مشكين » . ( 2 ) . ناك‌كيسر ، Dutt ، 120 و Platts ، 1116 : ناگ‌كيسر Mesua ferrea ( L . ) - ( n g - kesar ) . ( 3 ) . نسخهء الف : نارغفف ، بايد خواند ناغفف ، زيرا اندكى پايين‌تر به صورت « ناگفف » مىآيد كه به احتمال زياد شكل تحريف شده ناگ‌پشپ و اين مترادف « ناك‌كيسر » است ، قس . Platts ، 1116 . ( 4 ) . نسخهء الف : ناروقيسر ، احتمالا تحريف « ناك‌قيصر » ، قس . يادداشت 2 ؛ بر بهلول ، 16 1214 : ناج ( ناگ ) قسر ؛ محيط اعظم ، IV ، 135 : نار قيصر . ( 5 ) . ناكبست ، ظاهرا از « ناگپشپ » ، قس . يادداشت 3 ؛ بر بهلول ، 15 1214 : ناج‌بوشتا ؛ Index . 227 : ناج‌پوست ( ؟ ) . ( 6 ) . ناغيست ، قس . II , Vullers ، 1280 ؛ II , Dozy ، 632 ؛ نسخهء فارسى : ناغبست ، از « ناگپشپ » هندى .